شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ کودک که بودم ، وقتي زمين مي خوردم مادرم يا پدرم مرا مي بوسيد و من تمام دردهايم از يادم مي رفت ، ديروز زمين خوردم ، گرچه دردم نيامد اما ، به جايش تمام بوسه هاي مادر و پدرم به يادم آمد . پدر همون کسي هست که لرزش دستش ديگه چيزي از چاي توي استکان باقي نگذاشته ، ولي بهت ميگه به من تکيه کن و تو انگار کوه رو پشتت داري . مادرتنها کسيه که ميتوني براش ناز کني ، سرش داد و بيداد راه بندازي
باهاش قهر کني !!! اما با اينکه تو مقصر بودي بازم با يه بشقاب غذا با لبخند مياد و ميگه : با من قهري با غذا که قهر نيستي
بله واقعا
من مامانمو ميخوام:((
مامانت کجاس؟...هومن نخند دهع
مامانم شهرستانه ازم دوره:((( ولي خوب بعد از محرم مياد پيشم:))
شما کجايي؟ :)
من تهرانم ...مامانم مشگين شهر........دلم براش پر ميکشه:((
خب تو چرا تهراني؟ (آيکون فضولي....مامانت چرا مشکين شهره؟
سيما جان من متاهلم ها با همسرم اينجا زندگي ميکنيم....ولي اصالتا واسه مشگين شهرم....و به اجبار کار همسرم اينجام:((
اهاااااااااااااان...اتفاقا خيلي دوست داشتم يه کوچولو ازت بيشتر بدونم :)
اِ
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top